تبليغاتX
هیچکس - آی سهراب...

هیچکس

دستار و جبه و ردای من در عالم قیمت کردند/ به یک درم نمی ارزید/ نشنیدستی نام من در جهان/ هیچکسم هیچکس

آی سهراب...

آي سهراب ، کجايي تو کجا ؟
آي سهراب جهاني دگرست
چشمها را بايد بست
گوشها کر بشوند ، فکر را در نهانخانه ترديد ببنديد به چوب
با همه هستي خود
غرق در پوچي دنيا بشويد
دوست را بايد کشت
عشق را دفن کنيد
روز باران بايد ، زير چتري برويد، پشت بر  ابر کنيد
بگريزيد به زير سقفي

گل نيلوفر را، بشکنيد از ساقه

زندگي هستي پوچي است به ابهام غروب
زندگي پول و زر و قدرت و جاه است و همه
چشم را بايد بست
ذهن را کور کنيد
تا نفهميد که باران چيزي است
که در آن روح بهاران خفته است
تا نفهميد که سهراب که بود
تا نفهميد که نيلوفر آبي زيباست
اين نصيحت بشنو
کور،
همه باشيد همه ، هر چه کمتر بـينيد ، هر چه کمتر دانيد
آي سهراب کجايي تو ؟ کجا ؟
آي سهراب جهاني دگر است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 13:50  توسط هیچکس  |